من هر سری یه عنوانی میزنم میام تو پست یه ..شر دیگه مینویسم
شدم سلطان عناورین 1
طبق قول و قرار قبلی قرار شد هر چی به ذهنم مییسه نامربوط بنویسم
انگار ک دارم تو ذهنم دوره میکنم
از آرش که کلا خبری نیست
احساس های بدی نسبت بهش داریم یه چی تو مایه های این که یه بلایی سر این بچه اومده
خو البته خیلیم قبلا باهم در ارتباط نبودیم که بشناسمش شاید مدلش اینطوریه
شایدم مدل من اینطوریه که کسی باهام صمیمی نمیشه
امشب برا ی ببار هزارم تمرین نوشتن
یه تمیرین دیگه اضافه میگردد سعی کن غلط املایی نداشته باشی
600 ساله این بلاگ و زدم 365 تا پست نداره
واقعا که
انققققققققققققد از اول شروع میکنم که بالاخره بشه
انقد پررو میشم که بشه
اقد از اول برنامه میریزم که بالاخره درونی بشه
همونطور که زود خوابیدنه درونی شد
ضربه هایی که آدم از خودی میخوره خیلی جاش میمونه خیلی ها
مخصوصا که اون آدم خیلی بهت نزدیک باشه
همن آدمی که فکر میکردی وااااااااااااااااای چه بوی خوبی
وااااااااااااااااااااای چه قیافه دلنشینی دیگه حتی یه لحظه نمیتونی تحملش کنی
چقد خرجش کردی
مادی و معنوی
چقد دلت میسوزه
100 بار به دیگران گفتم
100بار به خودم گفتم
نکن
کاری که فک میکنی بعدا ..نت میسوزه رو نکن
والا
برم بخوابم فردا روز بهتری رو شروع کنم
تندی حالم بخاطر وضعیت قرمز روحیمه
شب بخیر بوس
برچسب:
نویسنده: یونا کریمیپور